Printed or Published Books

Book-Publication-Print

  • Safar Beh Vadi Adrvah (A Journey to afterlife), Author: Mason Balouchian
    A Book in Persian Language.
  • The Role of Zoroastrian Priests in the Fall of Sassanid Dynasty, Author: Parviz Amini
  • Persian Speaker Yellow Pages, Author and copywriter: Mason BalouchianA bilingual Persian-English Community yellow pages.
  • Persian Calendar, Author and copywriter: Mason Balouchian
    An annual bilingual Persian-English calendar including many interesting articles about the Persian Culture and History
  • Between The Words, Poems, Author: Oral Nussbaum
  • From The Heart, Poems, Author: Eva Rokop
  • Cry Out My Soul, Author: Prince John Chaber
  • de Medico a Maestro, Spanish, Author: Dr. Victor Arroyo
  • From Physician to Teacher, Author: Dr. Victor Arroyo
  • de Corazon a Corazon, Author: Dr. Victor Arroyo
  • de Adan a Jesus, Author: Dr. Victor Arroyo
  • Noei az Zendegi, Author: Massoud Noghrekar
  • Yadvareh-ha (Reminiscences),  Author: Mahmehr Golestaneh
  • Parvazha va Yadegarha (A tribute to the faithful), Author: Mahmehr Golestaneh
  • Bekhan beh Nam-e Iran, (Read in the name of Iran), Author: Parastoo Foroohar
  • Tavallod Moghmar (The birth of the moon), Author: Kharazm Tabarestani
  • Hezar Ava (One thousand melodies), Author: Morteza Hosseini Dehkordi
  • Publisher: Mr. Marefat
  • Dastan haye-e bargozideh, Author: Amir Sahameldin Ghiasi
    Short story collection

Cover

هربار که به خواب می روید بدون این که آگاهی داشته باشید به جهان ماوراء فیزیک سفر می کنید. این سفرها در کالبد فلکی شما که توانایی جابجایی تند در سیال فلکی را دارد انجام می پذیرد.با خواندن این کتاب و آگاهی از چگونگی این سفرها به تدریج خواهید آموخت که چگونه رویاهای خودرا به خاطر آورید و بیشتر وبیشتر از این سفرها لذت ببرید.برگی از کتاب را در زیر بخوانید:

با نهایت شگفتی دریافتم که هوا بروشنی روز بود. این اولین ادراکم از نوری بود که همواره بر بعد آسمانی حکمفرما ست، بعدا دریافتم که رنگ آن خاکستری آبی گونه است، درست مانند نور سحرگاهی با شدتی زیادتر، اکنون می توانید تصور کنید که اتاق من چگونه بنظر می رسید. صدای خنده ای پشت سرم شنیدم اما بهیچوجه احساس شگفتی نکردم. به عقب برگشتم و در یافتم چارلز درست بهمان شکلی که آخرین بار او را دیده بودم در مقابلم ایستاده است. مشخص بود او از شگفتی و چهره ناباورانه من لذت می برد، چهره وی از لبخند چین وچروک برداشته بود، چین و چروکهایی که از مدتی پیش در چهره وی می شناختم. به گونه ای غریزی دست او را محکم گرفتم و به ناگهان دریافتم که فشار دست وی درست مانند دنیای فیزیکی محکم است.

دوست هندی ام که در اطاق بود و متوجه حضور او نشده بودم گفت : ” بله او براستی برادرت چارلز است همانگونه که بتو گفته بودم، و بخاطر اینکه در این هنگام تو در حال استفاده از کالبدی هستی که او نیز از آن سود می جوید، طبیعتا او آن اندازه برای تو حقیقی است که تو برای او. شادی من از دیدن چارلز آن اندازه زیاد بود که فکر می کنم یکی دو دقیقه ای دست او را می فشردم و در مجموع خود را خشنود می کردم که او واقعا آنجاست، درست به شکل گوشت وپوست راستین. درک این ماجرا واقعا مشکل بود که اگر چه کالبد آسمانی تا آنجا که مربوط به چهره می شود شبیه به کالبد فیزیکی است اما بهچوجه مادی نبوده واز جنس گوشت وپوست و استخوان نیست. بهرحال وجود چارلز برای من مسلم بود و مانند عزیزی که سالها از من دور بوده است باران پرسش های خود را بر او باریدم. می خواستم بدانم که اکنون او چگونه بوده چکار می کند و اینکه آیا خوشحال است و غیره. او پس از اینکه توانست مجالی برای پاسخ دادن بدست آورد به آرامی گفت : نگران نباش، من حالم خوب است و همانگونه که بعدا خواهی دید در اینجا راحت هستم. از او پرسیدم که چگونه هنوز یونیفرم بتن دارد، او پاسخ داد، اوه راست میگی و ادامه داد که بهیچوجه توجه نکرده بود که چه پوشیده است…

خرید این کتاب